شور جوانی

سلام

دچار روزمرگی شده بودم

یه جورایی تموم اتفاقات دور و برم هم قابل پیش بینی بودن هم خسته کننده

کسل بودم و حالم از این یکنواختی بیش از حد بد میشد

هیجان و شر و شور جوونی رو نداشتم

حتی وقتی با حمید تو جکوزی استخر یهویی تا گردن تو آبجوش میرفتم از شدت گرما جیغ میزدم هم نمیتونستم انرژیم رو تخلیه کنم

تا اینکه

دو نفر رو بروی هم

فیس تو فیس

یه تلنگر

یه ضربه

(صحنه گردان این بازی با محوریت آقای هاشمی بر علیه دولت هجوم آورده اند)

کسی که خود را نه در مقابل مردان بزرگ بلکه در مقابل همه قرار داد.

و اون شور و هیجان رو دوباره برانگیخت

آقای احمدی نژاد ازتون تشکر میکنم

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدحسین

پسر خاله گل سلام. دوست دارم داداشی.[گل][بغل][قلب][ماچ]

سمیرا

ها ها ها! منم ممنونم! واقعا مدتها این طوری به وجد نیامده بودم!

شیما

بالاخره پسر خاله یا داداشی؟!!!

شیما

سلام ممدموسوی عزیز زاویه نگاهت به مسائل پیرامون جذاب و ستودنیه همیشه از شنیدن نظرات بکر دیگران لذت میبردم منم از تو ممنونم که این وبلاگو راه انداختی فقط اگه میشه و وقت داری لطفا زود به زود آپ شو ........مرسی

بی نقطه

سلام والا ما آخر نفهمیدیم شما طرف کی هستی؟

بی نقطه

راستی من به روز شدم تشریف بیارید

محمدحسین

قابل توجه شیما خانم: سلام. پسر خاله ای که مثل داداش میمونه. منم بش میگم داداشی.

شیما

آهان ... نکته انحرافی داشت .تبریک میگم که پسر خاله و داداش به این باحالی داری آقا محمد حسین[گل]