قل سیرو فی الارض

سلام.

فکر کنم ١٠ روزی مونده بود به ماه رمضون که سفر دبی ردیف شد و عازم دیار ملخ خوران شدیم.

مملکتی که فقط بر پایه بازار و تجارت اونم بشکل واسطه میچرخید.

بازارها و مجتمعهای خرید لوکس و شیک مزین به اجناس خارجی با قیمتهای مختلف.

خیلی جالب بود

تمام مراکز خرید بمناسبت ماه رمضان از ١٠ درصد تا ٨٠ درصد تخفیف داشتند.

وقتی علت رو جویا شدیم گفتن:

ماه رمضان با همه روزها و ماههای سال فرق فوکوله.

همه باید در جشن این ماه سهیم باشیم. اجناس رو با تخفیف عرضه میکنیم که همه توان خرید داشته باشن.

///////////////////////////////

قبل از ماه رمضون رفتم ٢ کیلو گوشت بخرم.

توصیه قصاب مبنی بر خرید بیشتر و احتکار در فریزر بعلت گرونی این قلم کالا در ماه پر خیر و برکت رو خیلی سطحی گذشتم. که ای کاش به جان و دل عمل کرده بودم.

از کیلویی ٧۵٠٠ تومن یهویی شده ١٠ هزار تومن.

================

وزرا تعهد دادن که تا آخرین روز کاری کار کنن.

وزیر محترم بازرگانی هم از این قاعده مستثنا نیست.

با این تفاوت که ایشون با سیاستهای عدالت محور و با شعار ولایت پذیری ارزاق عمومی رو به شیر مرغ در بازار عرضه نموده و به پاس خدمات خستگی ناپذیر وزارت نفت را به ایشان پیشنهاد داده اند.

******************

اینا رو گفتم که پیدا کنید پرتقال فروش را.

 

/ 35 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

سلام دوست عزیز خوب ایرانه دیگه. مک الکی نیست که. عظیم ترین کشور شیعه نشین جهان که تازه جمهوری اسلامی هم داره. از این بهتر نمیشه. یه یادگاری تازه نوشتم. خوشحال می شم سر بزنی و اونورش هم بری و بپیغومی.

عاطفه

مقایسه وضعیت ایران و دبی واقعا باحال بود

مهسا

سلام دوست عزیز من یه یادگاری تازه نوشتم. خوشحالمی شم به ایستگاه و اونورش سر بزنی و حتماً بپیغومی

مهسا

سلام دوست عزیز من یه یادگاری تازه نوشتم. خوشحال می شم به ایستگاه و اونورش سر بزنی و حتماً بپیغومی

مهسا

سلام دوست عزیز من یه یادگاری تازه نوشتم. خوشحال می شم به ایستگاه و اونورش سر بزنی و حتماً بپیغومی

شیما

سلام محمد حسین چطوری ؟ تحویل نمیگیری ! روزه نمازت قبول سر افطار واسه همه دعا میکنی واسه منم دعا کن مرسی اینقدم به این داش ممدت نناز [ابرو]

مهران بهمنی

سلام.چند سال پیش شنیدم یه وبلاگ راه انداختی و بچه ها رو دور خودت جمع کردی. نمی دونستم اینقدر بیکاری که هنوز دنبالش رو ول نکردی.داشتم توی گوگل میگشتم یه دفعه خاطره رسول رستگاری رو دیدم که یدفعه جا خوردم. امید وارم که حالت خوب باشه. چند وقت پیش علی داداشم گفت که تلفن زدی خونه.ول از هرکس پرسیدم شمارتو نداشت که بهت زنگ بزنم.از بچه هایی که برات پیغام میزارن هیچ کدوم رو نشناختم. اگه از بچه ها با کسی ارتباط داری بگو.خوشحال شدم و کلی خاطره برام زنده شد.خوش باشی

مطهره

عین این سید باقر دنبال سوژه هستی تا یکی رو تو تور بندازی و محکمه الهی راه بندازی پدر من این مملکت درست بشو نیست هر کی اومد اول خانواده خودش در نظر گرفته میشه نه منی که برای چندغاز ساعتها کار می کنم شما مهندسی نفست از جای گرم درمیاد نمی گم زحمت نکشیدی ولی دانشگاه اونم از هفت دولت ازاد ماهشهر کجا دانشگاه در پیتی ما کجا خلاصه کنم از سیاست خوشم نمیاد